کتاب: نگاهی به مسائل امنیتی ایران
فصل چهارم
علی کریمی مله
1-دو نگرش نسبت به امنیت ملی:
1.دولت – محور : از زاویه تهدیدات که متوجه دولت ملی است.
2.حکومتی: مفهوم |پایه ای و بنیادین آن در امنیت سازی،نظام سیاسی و حکومتی حاکم (تهدیدات شامل نظام و قدرت حاکم)
نکته: رهیافت حکومتی زیر مجموعه ای از رهیافت اول است.
2-تهدیدات –بر دو قسم:
1.ذاتی – از دیر باز وجود داشته و با ایدئولوژیک شدن نظام سیاسی افزایش می یابد،که خود بر دو نوع است:
الف- داخلی :مسئله هویت و مشروعیت
ب-خارجی:آرمان های انقلاب با رویکرد حاکم دنیا سازگاری ندارد.
2.عارضی- نظام سیاسی در عمل با ناکارآمدی مواجه می شود.(تحولات بین الملل،وابستگی کشور ،تهاجم فرهنگی)
3. اهداف امنیتی- بر دو قسم :
1.تدافعی-زیست در آن فضا مستلزم نادیده گرفتن ارزش ها،منافع و اهدافش نباشد.
2.تهاجمی-صدور انقلاب و آرمان های آن به خارج از مرزهای ملی
نکته:تقابل میان اهداف تدافعی و تهاجمی یک بستر ضد امنیتی را شکل می دهد. پس باید سعی در ایجاد تعامل منطقی با این دو هدف داشت.تقابل در تعریف(عدم وضوح و شفافیت)و اجرا می باشد.
4.تطبیق بر ایران
تهدیدات و فرصت ها در کشور ما بنا بر رویکرد حکومتی با صبغه سیاسی تعریف می شود.و بر اساس رویکرد دولت محور تهدیدات انواع مختلفی دارد،که می توان به تهدیدات: سیاسی-نظامی،اسرائیل،عراق،فرایند غربی شدن فرهنگ،بحران آّب در خاورمیانه،تقابل آمریکا با جمهوری اسلامی ایران،تحولات در ساختار نظام بین الملل اشاره کرد.
_تهدیدات ذاتی امنیت ملی در مسائل اجتماعی است،که در قالب سه گفتمان فرهنگی : غربی،اسلامی،ملی وجود دارد.
-تهدیدات داخلی عبارت است از:ایدئولوژی های جدید و ناکارآمدی نظام سیاسی ،بحران هویت و مشروعیت.
_تهدیدات خارجی عبارت از اسرائیل،عراق،آمریکا.کشورهای عربی در حد رقابت های سیاسی و درگیری های لفظی و تبلیغاتی می باشد چون ساختار فکری محافظه کارانه دارند.
_تهدیدات عارضی امنیت ملی عدم همگنی جامعه(وجود شکاف های متعدد و متقاطع)و ناکارآمدی
نظام سیاسی در دو بخش(اقتصاد و سیستم اداری و قطبی شدن جامعه).
عوامل تهدید داخلی+عوامل تهدید خارجی=وضعیت امنیتی پیچیده تر می شود.
5.راهکار
تنها فرصت تغییر رویکرد به سمت برداشت فراگیر یا انبساطی از امنیت ملی (گرایش به سمت تکثر )که تهدید امنیتی به هر دو رویکرد را کاهش می دهد.که بر اساس آن نگرش تعارضی نظام بین المللی و قطب های رقیب وذی نفوذ منطقه ای نسبت به ایران تبدیل به نگرش تفاهمی می شود،واز تحولات ایجاد شده می توان به نفع ناکارآمدی سیاسی استفاده کرد.در بحث فرهنگ نیز ،فرهنگ سیاسی از منازعه گرا به مصالحه گرا تبدیل می شود.
در رویکرد انبساطی اگرچه دولت توان پاسخگویی به حجم بالای تقاضاها را ندارد ، دست کم حجم فشارهای روانی را کاهش می دهد.